به گزارش شهرآرانیوز، در بیستودومین روز «جنگ تحمیلی رمضان»، جهان دیگر فقط ناظر یک منازعه نظامی نبود؛ صحنه، به دادگاه افکار عمومی و بازارهای جهانی تبدیل شد. سیاستمداران غربی و غیرغربی، نظامیان، اقتصاددانان انرژی و حتی تکنوکراتهای حوزه تراشه و هلیوم، هرکدام از زاویۀ خود شهادت دادند که این جنگ، فقط جنگ موشک و پهپاد نیست؛ جنگی است که نظم امنیتی، مالی و حتی سختافزار را نشانه گرفته است.
در واشنگتن و پایتختهای غربی، روز بیستودوم روز اعتراف به خطای محاسبه بود. ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، جنگ را نتیجه مستقیم بینظمیسازی عمدی ترامپ دانست: «شما نمیتوانید نظم بینالمللی را به هم بریزید و بعد انتظار داشته باشید دیگران هزینه آن را بپردازند... ترامپ با چیزی مواجه شده که نمیتواند کنترل کند... تصمیم به اجازه فروش نفت ایران روی نفتکشها، نسنجیده و نشانه ناامیدی است.»
در کنگره، صدای هشدار از سطح تحلیل فراتر رفت و به مرز اعتراف تاریخی رسید. **تیم کین**، عضو کمیته روابط خارجی سنا، خطاب به کهنهسربازان گفت: «بیش از ۱۴۰۰۰ کشته، ۶۵۰۰۰ زخمی و بیش از ۸ تریلیون دلار در جنگهای بیپایان خاورمیانه؛ ما نمیتوانیم این اشتباهات را در ایران تکرار کنیم.»
در همین فضا، نشریهای، چون فارن پالیسی یادآوری کرد که چرا رؤسایجمهور قبل از ترامپ هرگز در جنگ با ایران را باز نکردند: فشار بیش از حد، ایران را به «تشدید متقابل» سوق میدهد، نه «تسلیم». به تعبیر این نشریه، جنگ با ایران «یک انتخاب بود، نه اجبار» و تاریخ دربارۀ این انتخاب، «قضاوت سختی» خواهد کرد.
در اروپا، صبر و همراهی با ماجراجویی آمریکا رو به پایان است. ژانلوک ملانشون، رهبر «فرانسه تسلیمناپذیر»، صریح گفت ایران «در حال اعمال حق مشروع خود برای دفاع از حاکمیت و منابع خود» است و خواستار طوماری برای اجبار پارلمان اروپا به بررسی قطع روابط تجاری با اسرائیل شد؛ او خطاب به نیروهای خارجی گفت: «بروید خانههایتان!»
در همان حال، پوتین در پیام نوروزی خود به رهبری ایران تأکید کرد روسیه در این «دوران سخت»، شریک وفادار تهران میماند و وزارت خارجه روسیه، حمله به نطنز را «نقض آشکار قوانین بینالمللی» خواند؛ لاوروف هشدار داد که جهان در حال بازگشت به دورهای است که «قدرت یعنی حق»، و پیامدهای تجاوز به خاک ایران «سنگین و بلندمدت» خواهد بود.
عبدالباری عطوان یادآور شد که قرار بود در روز دوم جنگ، جشن «پیروزی بزرگ» بگیرند؛ اما حالا ۲۱ روز گذشته و نهتنها خبری از پیروزی نیست، بلکه جنگ وارد فاز فرسایشی شده است و سالم الجواهوری در مصاحبهای جنجالی با BBC عربی مدعی شد آمریکا از اعراب «۵ تریلیون دلار برای ادامه جنگ یا ۲.۵ تریلیون برای توقف آن» طلب کرده است. در عراق، سید عمار حکیم در خطبههای عید فطر، تجاوز به ایران را «غیرقابل قبول، محکوم و توجیهناپذیر» خواند و از نهادهای بینالمللی خواست برای جلوگیری از یک جنگ فرسایشی وارد عمل شوند. در کنار او، آیتالله سیستانی نیز با «شدیدترین عبارات» این جنگ را محکوم کرد و خواستار همبستگی مسلمانان و آزادگان جهان با ایران و لبنان شد.
در جبهۀ مقابل، خود ترامپ تلاش کرد شکست راهبردی را در قالب پیروزی بفروشد؛ تهدید کرد اگر ناتو برای باز کردن تنگه هرمز کمک نکند، موضوع گرینلند را دوباره روی میز میگذارد، و همزمان خبرنگارانی، چون **باراک راوید** گزارش دادند که کاخ سفید در حال بررسی «پایان تدریجی جنگ بدون باز کردن هرمز» است؛ تصویری عینی از بنبست.
در داخل ایران، روز بیستودوم ترکیبی بود از لحن سخت نظامی و دعوت نرم به وحدت ملی. سردار تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه، اعلام کرد پایگاههای المنهاد و علیالسالم مبدأ تهاجم به جزایر ایرانی با «حجم انبوه موشک بالستیک و پهپادهای انهدامی» درهم کوبیده شدهاند و هشدار داد: «در همه جزایر ایرانی گور متجاوزان کودککش را آماده کردهایم.»
در سطح راهبردی، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) با لحنی متفاوت، از تثبیت برتری در میدان گفت: «اجرای بینقص و بیسابقه اقدامات آفندی و پدافندی ما، دستِ بلند ایران در آسمان نفوذپذیر دشمن را عیان کرده است... این جنگ تا مادامی که گزینه تعرض به این خاک از دستور کار جنایتکاران حذف نشود، ادامه خواهد داشت.» در همان خط، مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه، اعلام کرد: «از این لحظه، ایران از نظر موشکی بر آسمان سرزمینهای اشغالی مسلط است؛ تاکتیکهای جدید و سامانههای پرتاب در موجهای بعدی، فرماندهان اسرائیلی و آمریکایی را دچار وحشت میکند.».
اما کنار این لحن سخت نظامی، پیام سیاسی متفاوتی نیز رد و بدل شد. پزشکیان، رئیسجمهور، در پیام نوروزی و عید فطر، از مردم خواست «کینهها، کدورتها و اختلافات» را کنار بگذارند و تأکید کرد: «دست در دست هم دهیم تا ایرانمان را سربلند از طوفانهایی که در آن افتادهایم عبور دهیم.» او خطاب به کشورهای اسلامی و همسایگان گفت: «شما برادران ما هستید و ما به دنبال هیچگونه درگیری با شما نیستیم؛ تنها بهرهبردار اختلافات ما، رژیم صهیونیستی است.»
در میدان انرژی، وزیر نفت، حمله به تأسیسات گازی عسلویه را «مغایر همه قوانین و پروتکلهای بینالمللی» دانست و هدف آن را «فشار بر شهروندان» عنوان کرد؛ همزمان دادههای مؤسسه کپلر نشان میداد ایران از محل افزایش قیمت نفت روی آب، «۸.۷ میلیارد دلار سود بالقوه» کسب کرده و بخشی از تحریمها عملاً بیاثر شده است. محمدباقر قالیباف هم در ایکس نوشت: «درباره لغو تحریم نفت ایرانِ سرگردان در دریا؟ متأسفیم، این محموله تمام شد؛ یعنی کاملاً فروخته شده است.»
در محور دیپلماسی تنگه هرمز، عراقچی اعلام کرد: «ما تنگه هرمز را نبستهایم؛ فقط برای دشمنانمان بسته است. سایر کشورها میتوانند با هماهنگی با تهران عبور ایمن داشته باشند.» مذاکرات با ژاپن برای عبور کشتیها، و موج تماس بیش از ۲۰ کشور به روایت محمد مرندی برای پذیرش «قواعد جدید اداره تنگه هرمز»، نشان داد میدان نبرد از سواحل خلیج فارس تا میزهای قرارداد بیمه و کشتیرانی جهان کشیده شده است.
اگر سیاستمداران از بنبستها حرف میزنند، کارشناسان از شکلگیری معادلهای جدید سخن میگویند. رابرتای. پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، در پاسخ به ادعای «پیروزی» ترامپ نوشت: «نه، ما پیروز نشدهایم. نه، تنگه هرمز به خودی خود باز نخواهد شد... آمریکا، خود را برای یک جنگ فرسایشی جدید آماده کن.»
در سطح ژئوپلیتیک انرژی، تیم مارشال در تلگراف یادآور شد که قدرت اصلی ایران نه در تعداد موشکها، بلکه در جغرافیاست: تنگه باریک، پرصخره و دشوار هرمز که امکان «جنگ نامتقارن» را فراهم کرده؛ جنگی که هدفش «طولانی، پرهزینه و اقتصادیکردنِ» درگیری است و میتواند قیمت انرژی، حملونقل و حتی مواد غذایی را در جهان شعلهور کند.
اما شاید تکاندهندهترین هشدار، مربوط به حوزهای بود که بهندرت در اخبار جنگ دیده میشود: هلیوم. جک پراندلی، تحلیلگر بازارهای جهانی، نوشت قطر «۳۳٪ از تأمین جهانی هلیوم» را در یک شب از دست داده و توضیح داد که هلیوم فقط «بادکنک» نیست، بلکه قلب دستگاههای MRI، خط تولید تراشه، هوافضا، کامپیوترهای کوانتومی و آزمایشگاههای پیشرفته است؛ مادهای «بدون جایگزین» که راهاندازی مجدد تولید آن «سالها» طول میکشد. او جمعبندی کرد: «جنگ ایران فقط به بخش انرژی حمله نکرد؛ بلکه لایه سختافزاری اقتصاد جهانی را هدف گرفت.»
در سطح استراتژی مالی، ولی نصر، مشاور سابق اوباما، گفت ایران پیشنهاد آمریکا برای لغو تحریمهای نفتی به ارزش ۱۴ میلیارد دلار را رد کرده؛ زیرا «تبدیل قیمت نفت به دارایی راهبردی، هسته استراتژی جنگی ایران» است و این همان چیزی است که واشنگتن را غافلگیر کرده است.
در دریا، روایت الکساندر استاهل، تحلیلگر ارشد انرژی، از اولین کشتی پانامکس که با روشن بودن سیستم شناسایی از هرمز عبور کرد، بهخوبی نشان داد قواعد بازی عوض شده است. او نوشت: «این را میگویند مسیر پرداخت عوارض برای بزرگ کردن دوباره ایران... وقتی ۲ میلیون دلار برای عبور میپردازید، بهتر است فرستنده کشتی را روشن بگذارید؛ اینطور امنتر است. به نظم نوین خاورمیانه خوش آمدید.» در کنار اینها، تحلیلگر عمانی، علی بن مسعود المعشنی، جنگ را به سؤالی سیاسی برای همسایگان تبدیل کرد: «چرا از ایران الگو نگیریم؟ چرا مثل ایران تولید نداشته باشیم؟ چگونه میگویید آمریکا و صهیونیستها قضا و قدر هستند و باید به آنها خضوع کنیم، اما ایران آنها را به زانو درآورده؟»
بیستودومین روز «جنگ تحمیلی رمضان» در نقلقولها، روزی بود که در آن: واشنگتن فهمید ادعای «پیروزی» در شبکههای مجازی، واقعیت میدان و بازار را تغییر نمیدهد؛ تهران، ترکیب «بازدارندگی سخت» و «دعوت به وحدت و گفتوگو» را بهصورت همزمان به نمایش گذاشت و کارشناسان جهانی هشدار دادند که این جنگ، از هرمز و نطنز عبور کرده و تا اتاق MRI بیمارستانها، خطوط تولید تراشه، بورسهای جهانی و قواعد بازی دلار امتداد یافته است. به تعبیر یکی از این تحلیلگران، «یک معادله جهانی جدید در حال شکلگیری است»؛ و شاید تاریخ، بیستودومین روز این جنگ را بهعنوان لحظهای ثبت کند که جهان فهمید این بار، مسئله فقط خاورمیانه نیست.